به گزارش دیوانگاه ،خط رهبری: آیتالله سیدمجتبی خامنهای: «دشمن خبیث، حال که در مصاف با فرزندان دلاور شما در نیروهای مسلح دچار شکست شده، کید خود را در جنگ ترکیبی بر دو نقطه متمرکز ساخته است: یکی تابآوری مردم؛ دیگری ایجاد خطا در دستگاه محاسباتی مسئولان کشور. در مقام مقابله با این بدخواهیها باید همگان با ایستادگی و روشنبینی و حفظ وحدت و انسجام و اعتماد متقابل و همصدایی نکردن با دشمن، نقشهی شوم او را خنثی نمایند. در این مقام، نقش مسئولان در پشتیبانی از این امور بسیار مهم است. هرگونه اقدامی که موجب بدبینی و سرخوردگی آحاد مردم شود، نوعی کمک به دشمن این کشور و مردمانش محسوب میگردد.» ۱۴۰۵/۰۳/۱۴
خطای محاسباتی مسئولان، هشدار به یک خطر احتمالی در آیندهیکی از نکاتی که در پیام رهبر معظم انقلاب در سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی(رحمةاللهعلیه) بیان شد، موضوع «خطای محاسباتی مسئولان» بود؛ موضوعی که به دلیل برداشتهای مختلف در فضای افکار عمومی، تا حدی با ابهام و ایهام مواجه شده است. اینکه منظور رهبر انقلاب از طرح این موضوع چه بوده، خطای محاسباتی مسئولان دقیقاً به چه چیزی یا چه موضوعاتی میتواند بازگردد و همچنین وظیفه مردم، دلسوزان و خواص در قبال این مسئله چیست، پرسشهایی است که نیازمند تبیین و فهم دقیق هستند.دراینرابطه، اگر بخواهیم به فهم درستی برسیم، ابتدا باید موضوع را از حیث محتوای بیانشده از سوی رهبر انقلاب بهدرستی درک کنیم. برداشت نادرست از عبارت ایشان و نادیدهگرفتن بافت کلام و جملات پیشوپس از آن، خود میتواند منشأ تحریف و سوءبرداشت شود. بنابراین لازم است این عبارت در همان بافت معنایی خود فهمیده شود.
اگر به پیام مراجعه کنیم، مشاهده میشود که مقدمه طرح این نکته، اشاره به شکست دشمن در مواجهه با ایران اسلامی است؛ چه در میدان نظامی و چه در عرصه اجتماعی و سیاسی. ایشان تصریح میکنند که دشمن یک تحقیر عمیق و معنادار را تجربه کرده است. سپس در ادامه میفرمایند که به دنبال این شکست، دشمن در جنگ ترکیبی، توطئه و کید خود را بر دو محور متمرکز کرده است: نخست، کاهش تابآوری مردم و دوم، ایجاد خطا در دستگاه محاسباتی مسئولان کشور.در واقع رهبر انقلاب در این بخش، راهبرد دشمن در جنگ ترکیبی پس از شکست در میدانهای نظامی، سیاسی و امنیتی را برای مردم تبیین میکنند. به معنای دقیق کلمه، ایشان آنچه را که دشمن برای آینده طراحی کرده و بر آن متمرکز شده است، برای مردم افشا مینمایند؛ یعنی کاهش تابآوری مردم و ایجاد خطای محاسباتی در مسئولان کشور.
از فرسایش اجتماعی تا اختلال در تصمیمسازیاستفاده از کلیدواژه «جنگ ترکیبی» در اینجا بسیار معنادار است. جنگ ترکیبی به این معناست که دشمن در طراحی خود علیه جمهوری اسلامی ایران، تنها به یک عرصه یا یک ابزار اکتفا نمیکند. در این جنگ، ابزار تبلیغات، فشار اقتصادی، توطئههای امنیتی، ضربات نظامی، جنگ نرم و جنگ فرهنگی همگی در کنار یکدیگر به کار گرفته میشوند. بنابراین جنگ ترکیبی، بهرهگیری همزمان از همه اهرمها و ابزارهاست و محدود به یک حوزه خاص نیست.یکی از اضلاع مهم طراحی دشمن در این جنگ ترکیبی، فشار اقتصادی و فشار تبلیغاتی است. فشار اقتصادی ازاینجهت که کمبودها و مشکلات معیشتی در کشور ایجاد شود، فشار اقتصادی بر اقشار مختلف مردم بهویژه طبقه متوسط و اقشار مستضعف وارد گردد و درعینحال چنین القا شود که علت این مشکلات، مقاومت ملت ایران و ایستادگی در برابر زیادهخواهی آمریکا و همپیمانان آن است.
در ادامه، جنگ روایتها و عملیات تبلیغاتی دشمن بهعنوان لبه دوم این قیچی عمل میکند. بدین ترتیب، از ترکیب فشار اقتصادی و بمباران تبلیغاتی، دو هدف اصلی دنبال میشود: نخست، شکستن تابآوری مردم و تضعیف روحیه استقامت آنان و دوم، ایجاد خطای محاسباتی در مسئولان کشور.این خطای محاسباتی چه مصادیقی میتواند داشته باشد؟ برای مثال، ممکن است برخی به این نتیجه برسند که سازش بهتر از مقاومت است، یا تصور کنند که باید مؤلفههای قدرت ملی همچون توان موشکی، حق غنیسازی و فناوری هستهای و همچنین ایستادگی در برابر زورگوییها و زیادهخواهیهای دشمنان را کنار گذاشت و در برابر نظام سلطه و استکبار جهانی تسلیم شد.
پشت پرده یک سوءبرداشتدر اینجا توجه به یک نکته بسیار مهم است؛ رهبر انقلاب این موضوع را با نگاه به آینده و در قالب یک هشدار مبتنی بر حکمت اسلامی و انقلابی مطرح میکنند. از همین رو، بحث تابآوری مردم و خطای محاسباتی مسئولان در کنار یکدیگر آمده است. معنای این سخن آن است که اگر هوشیار نباشیم، اگر نسبت به توطئه دشمن در جنگ ترکیبی آگاهی نداشته باشیم و اقدام متناسب انجام ندهیم، این دو خطر میتواند در آینده محقق شود.بنابراین، این سخن به معنای آن نیست که هماکنون چنین وضعیتی رخداده است؛ نه اینکه تابآوری مردم از بین رفته باشد و نه اینکه مسئولان الزاماً دچار خطای محاسباتی شده باشند. ازاینرو، پیونددادن این کلیدواژه به موضوعاتی همچون آتشبس یا مذاکرات مربوط به آن، نوعی تفسیر به رأی و در واقع تحریف بیان رهبر انقلاب محسوب میشود. ایشان درباره یک خطر محتمل و یک طراحی آیندهنگرانه از سوی دشمن هشدار میدهند و میخواهند این آگاهی در جامعه شکل بگیرد که دشمن پس از ناکامی در میدان نظامی و اجتماعی، اکنون با بهرهگیری از فشار اقتصادی، معیشتی و تبلیغاتی در پی تحقق اهداف خود یعنی شکستن مقاومت مردم و ایجاد خطای محاسباتی در مسئولان است.
رهبر انقلاب همچنین به ابزارهای اصلی دشمن در این جنگ ترکیبی اشاره میکنند؛ از جمله کاشت بذر تردید، ترس، بدگمانی و اختلاف. اینکه نسبت به پیروزیهای حاصلشده و آینده ایران قوی تردید ایجاد شود، مردم نسبت به تحقق پیروزی نهایی مأیوس شوند، از دشمن هراس پیدا کنند، بدگمانی در جامعه گسترش یابد و وحدت، انسجام و همبستگی ملی آسیب ببیند. همچنین اختلاف و تفرقه میان مردم و مسئولان، میان خود مسئولان یا میان اقشار مختلف جامعه شکل گیرد. اینها ابزارهای اصلی دشمن برای رسیدن به اهداف خود هستند. از همین رو، رهبر انقلاب در ادامه پیام تأکید میکنند که در برابر این بدخواهیها، همه باید بر روشنبینی، حفظ وحدت و انسجام، اعتماد متقابل و پرهیز از همصدایی با دشمن پایبند باشند تا نقشه شوم دشمن خنثی شود.
تسلیمنمایی و تسلیمخواهی، دو روی یک سکهاین نکات نیز از اهمیت ویژهای برخوردارند؛ حفظ روحیه مقاومت و ایستادگی، برخورد بصیرتمندانه با مسائل، تقویت وحدت و انسجام ملی و اعتماد متقابل میان مردم و مسئولان، میان مردم با یکدیگر و میان سلایق مختلف سیاسی و اجتماعی.همچنین نباید با دشمن همصدا شد. این همصدایی گاه در قالب ترویج این گزاره ظاهر میشود که مقاومت فایدهای ندارد و راهحل، تسلیمشدن است. این همان همصدایی با دشمن است. از سوی دیگر، گاهی دشمن برای رسیدن به اهداف خود این روایت را القا میکند که مسئولان جمهوری اسلامی ایران تسلیم شدهاند تا اعتمادبهنفس ملی و روحیه مردم را تضعیف کند. در این حالت نیز نباید در زمین دشمن بازی کرد.
بنابراین، اگر کسانی بگویند جمهوری اسلامی ایران و ملت ایران باید تسلیم شوند و مؤلفههای قدرت خود را واگذار کنند، این همصدایی با دشمن است. همچنین اگر کسانی ادعا کنند که جمهوری اسلامی ایران تسلیم شده و مؤلفههای قدرت خود را واگذار کرده است، این نیز بهنوعی همصدایی با دشمن محسوب میشود. از هر دو رویکرد باید پرهیز کرد.در پایان، رهبر انقلاب تأکید میکنند که مسئولان در پشتیبانی از امور کشور نقش بسیار مهمی دارند و نباید اقدامی انجام دهند که موجب بدبینی یا سرخوردگی مردم شود؛ زیرا چنین رفتاری در عمل کمک به دشمن خواهد بود. این نکته، مسئولیت مسئولان را سنگینتر میکند و اقتضا دارد که در همه عرصهها، اعم از سیاست داخلی، دیپلماسی، اقتصاد و معیشت، از هر اقدامی که روحیه مقاومت را تضعیف کند، موجب بدبینی عمومی شود یا مردم را نسبت به ایستادگی و مقاومت دلسرد سازد، پرهیز کنند.

نظر شما
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیریت در وب سایت منتشر خواهد شد