سلاح یا صلاح؟

سرویس: اخبار هرسینکد خبر: 32584|22:01 - 1405/05/01
نسخه چاپی
سلاح یا صلاح؟
در مواجهه با تهدیدات خارجی، تصمیم‌گیری میان (سلاح، جنگ و مقاومت) (صلاح، مذاکره و مصالحه) یکی از کلیدی‌ترین انتخاب‌های استراتژیک هر ملت است.

به گزارش دیوانگاه ،چرخه فرسایشی آمریکا در برابر ایران

در مواجهه با تهدیدات خارجی، تصمیم‌گیری میان (سلاح، جنگ و مقاومت) (صلاح، مذاکره و مصالحه) یکی از کلیدی‌ترین انتخاب‌های استراتژیک هر ملت است.سلاح، هرچند هزینه‌بر، می‌تواند به پیروزی و حفظ عزت ملی منجر شود، در حالی که صلاحِ نادرست، اغلب به تسلیم تدریجی، تضعیف موقعیت چانه‌زنی‌ و در نهایت پذیرش شروط تحمیلی ختم می‌گردد. ایالات متحده آمریکا، با درک این واقعیت، پس از ناکامی در دستیابی به پیروزی و اهداف خود در جنگ رمضان، به یک چرخه تکراری جنگ آتش بس مذاکره جنگ روی آورده است، این چرخه نه ناشی از استراتژی منسجم، بلکه نتیجه محدودیت‌های ساختاری واشنگتن است.دلایل چرخه فرسایشی آمریکااول، ناتوانی در پیروزی نظامی قاطع: ارزیابی‌های پیش از جنگ نهادهای اطلاعاتی آمریکا از جمله شورای اطلاعات ملی صراحتاً تأکید کرده بودند که حتی کمپین هوایی گسترده، قادر به فروپاشی رژیم یا تغییر اساسی در ساختار قدرت ایران نخواهد بود.ایران با عمق استراتژیک، قابلیت بازسازی سریع و اراده مقاومتی بالا، مانع از تحقق شکست سریع شده است.دوم، عدم دستیابی به اهداف اعلام‌شده: اهداف اولیه شامل انهدام کامل برنامه هسته‌ای، نابودی موشکی، حذف نفوذ منطقه‌ای و حتی رژیم‌چنج بود، با وجود کمک کشورهای مختلف، ایران همچنان ظرفیت بازدارندگی خود را حفظ کرده و تنگه هرمز را به اهرم قدرتمند تبدیل کرده است.سوم، محدودیت ظرفیت جنگ تمام‌عیار: آمریکا فاقد اراده سیاسی و منابع و تجهیزات لازم برای یک جنگ طولانی با کشوری مقاوم، مردمی با ایمان و اراده، نیروی مسلح بومی و مقتدر، جغرافیای چالش‌برانگیز و رهبری قدرتمند است.

هزینه‌های جنگ بیش از صدها میلیارد دلار در مواجه با نیروی مسلح و قدرت بازدارنده ایران باعث شده تا تمام محاسبات دشمن از جنگ با کشورمان اشتباه از آب دربیاید.چهارم، دریافت ضربات سنگین متقابل: حملات ایران به پایگاه‌های آمریکایی در منطقه، کنترل کشتیرانی و هزینه‌های اقتصادی تحمیلی به غرب، نشان داد که ادامه جنگ برای آمریکا بیش از مقدار محاسبه شده است.پنجم، شکست مذاکرات تحت فشار: تجربه مذاکرات متعدد نشان داده که ایران تسلیم نمی‌شود. هرگونه آتش‌بس یا تفاهم نامه توسط تهران به عنوان فرصتی برای تنفس و بازسازی تفسیر شده و نه عقب‌نشینی استراتژیک.با توجه به این محدودیت‌ها، استراتژی غالب آمریکا فرسایش تدریجی است: حفظ فشار نظامی متناوب، ترکیب آن با جنگ اقتصادی تحریم‌های شدید، بلوکاده نفتی و اختلال در صادرات و جنگ روانی رسانه‌ای برای ایجاد نارضایتی داخلی، تورم، گرانی و در نهایت اغتشاشات اجتماعی.هدف نهایی، وادار کردن ایران به امتیازدهی در میز مذاکره بدون نیاز به پیروزی نظامی قطعی است.تاکتیک‌های چندلایه در دوره جنگدر فازهای جنگی، آمریکا ترکیبی از عملیات را به کار می‌گیرد: حملات به زیرساخت‌های نظامی، اقتصادی و حیاتی.جنگ اقتصادی برای تشدید فشار معیشتی و ایجاد شکاف میان مردم و حاکمیت.عملیات روانی برای ایجاد نارضایتی‌ و تبدیل اعتراضات اقتصادی به چالش‌های سیاسی.این رویکرد جنگ بدون جنگ تمام‌عیار است؛ تلاش برای خسته کردن طرف مقابل از طریق چرخه‌ای بی‌پایان که هزینه را بر ایران تحمیل کند، در حالی که خود آمریکا هزینه‌ها را مدیریت‌شده نگه می‌دارد.

این چرخه، نشانه قدرت مطلق آمریکا نیست، بلکه اعترافی ضمنی به محدودیت‌های آن در برابر یک قدرت منطقه‌ای مقاوم با عمق استراتژیک بالا است، برای ایران، انتخاب سلاح مقاومت هوشمندانه در برابر چنین استراتژی فرسایشی، نه فقط یک گزینه تاکتیکی، بلکه ضرورت حفظ استقلال و جلوگیری از تسلیم تدریجی است.تاریخ نشان داده ملت‌هایی که در برابر فشار چرخه‌ای تسلیم شده‌اند، اغلب با تضعیف دائمی مواجه شده‌اند، در حالی که مقاومت منسجم، حتی اگر پرهزینه، می‌تواند تعادل را به نفع خود تغییر دهد.

 

مرتضی امیری

    نظر شما

    دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیریت در وب سایت منتشر خواهد شد